این شبها شبکه سه سیما به سراغ پخش فصل دوم مجموعه «برف بیصدا میبارد»، ساخته پوریا آذربایجانی رفته است.
این شبها شبکه سه سیما به سراغ پخش فصل دوم مجموعه «برف بیصدا میبارد»، ساخته پوریا آذربایجانی رفته است. سریالی که فصل اول آن پس از ۶۸ قسمت در اسفندماه به پایان رسید و حالا فصل دوم آن آغاز شده است. قرار بود فصل دوم از زمان گذشته به زمان حال بیاید، اما هنوز داستان در دهه ۶۰ میگذرد. اتفاق خاصی نیفتاده است؛ هنوز حبیب بدنبال خراب کردن شخصیت احمد و بدست آوردن دل سیمین است و هنوز سیمین در جهالت خود به سر میبرد و گویا رفته رفته دل به عشق حبیب داده است.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: اگر بمانی، غزل غزل ترانه ی لبخند به پایت می ریزم. پرده حسرت از دلت برمی کنم. برف بی صدا می بارد، دردانه من. بمان تا رسم پذیرایی از تقدیر را بجا آوریم. «برف بیصدا میبارد» روایتگر حسادت و انتقام بیانتهای شخصیتهایش است. حسادت و کینهای که خانواده شکیبا را تا نابودی پیش میبرد؛ حسادت کورکورانه سیمین-دختر بزرگ خانواده- و انتقام سرسختانه حبیب کیانی محرک تمامی اتفاقات داستان است. فرهاد آییش، الیکا عبدالرزاقی، پوریا پورسرخ ، مائده طهماسبی ،پاشا رستمی، پوریا شکیبایی، پانته آسیروس، مریم شیرازی، مینا وحید، فریبا متخصص، امید روحانی، مهسا طهماسبی، امیر جنانی، هادی دیباجی،سیامک ادیب، هاله گرجی، ستاره حیدرآبادی ،آناهیتا اقبال نژاد، سینا کرمی و… از بازیگران این سریال هستند. جبار آذین درباره فصل نخست این سریال که محبوب شبهای زمستانی تلویزیون بود، نوشت: پوریا آذربایجانی، بازیگر سابق فیلم های زنده یاد رسول ملا قلی پور و برادر نگار آذربایجانی، ازسینماگران جوان و مستعدکشور است و ساخته هایش او را هنرمندی دارای دانش سینمایی و تجربه های هنری مثبت نشان می دهد. گرچه درمیان فیلم هایش، همچنان روایت های ناتمام در صدر است و سریال تلویزیونی متفاوت نوار زرد او، چندان با ویژگی های فرهنگی و پلیس های ایرانی، سنخیتی نداشت، اما نمایشگر توانایی آذربایجانی در استفاده از ابزارسینما، ساختار شناسی تصویری و تسلط برقصه گویی است. دومین مجموعه تلویزیونی او که این روزها مخاطبان خسته و دلزده تلویزیون از سریال های سطحی سیما را با خود همراه کرده است، درامی است که کوشیده در حد لزوم، وفادارانه، برهه ای از تاریخ کشور را ورق بزند و حرف های سه دهه و انسانها و زندگیهای جاری در آن مقاطع را هنرمندانه بازگو کند. مهمترین امتیاز تولید برف بی صدا می بارد، از آن فیلمنامه پر مضمون و محتوا و حرفه ای سریال و یادگار زنده یاد مسعود بهبهانی نیا، فیلمنامه نویس خوب سیما است که توسط زهرا پارسافر و طیبه شجری به سرانجام رسیده است. پردازش باور پذیر اغلب شخصیت های اصلی مجموعه و رخدادها و حوادث آشنای اجتماعی و خانوادگی و رویدادهای دفاع مقدس، استفاده از بازیگران توانایی مانند فرهاد آییش، آتیلاپسیانی، مائده طهماسبی، الیکاعبدالرزاقی، پوریاپورسرخ و فریبا متخصص و بازی های خوب آنها و کارگردانی قوی آذربایجانی از سریال خوب برف بی صدا می بارد، اثری دیدنی، باورپذیر و وفادار به واقعیت های تاریخی و مولفه های آثار خانوادگی، اجتماعی و تاریخی با چاشنی های عشق و امید ساخته است. اگر از غیبت آگاهانه دهه هشتاد در این سریال بگذریم، برف بی صدا می بارد از معدود آثارخوش ساخت، با محتوا و تاریخی و اجتماعی موفق تلویزیون است که درسه فصل مناسب با کمترین حاشیه سازی های زائد و درازگویی های نامناسب تولیدشده و در کنار آثارخوب و کم تعداد و به یادماندنی تلویزیون و کارنامه خوب هنری پوریا آذربایجانی و برخی هنرمندان توانای آن نشسته است. برف بی صدا می بارد، صدا و تصویر عاشقانه بارش سپیدی ها بر سیاهی های زندگی در دوره ای از تاریخ اجتماعی ایران است. به بهانه از سرگیری پخش مجموعه «برف بیصدا میبارد»، خبرگزاری اصولگرای فارس یادداشت تند و تیزی علیه این سریال منتشر کرده است. در بخشی از این یادداشت آمده: «پرداختن به تاریخ اجتماعی و سیاسی کشورمان در آن دوران به هر شکلی و شمایلی آن هم در قالب سریالهای تلویزیونی همواره خوش یمن است و میتواند باعث آشنایی نسلهای بعدی با ابعاد مختلفی از آن سالها شود اما «برف بیصدا میبارد» با افتادن در دام کلیشههای تکراری و رفتار و گفتار شعاری شخصیتهایش در خلق فضایی ملموس و تأثیر گذار از آن دوران ناکام مانده است. سکانسهای مربوط به جبهه و رزمندهها بینهایت تصنعی و کلیشهای است و نه تنها در انتقال حال معنوی آن زمان ناکام مانده است بلکه با نمایشی ضعیف و الکن، مخاطب را دلزده میکند.» نویسنده این خبرگزاری در ادامه این یادداشت با رد ادعای دست اندکاران سریال «برف بی صدا میبارد» مبنی برساخت مجموعهای که تصویرگر سبک زندگی ایرانی- اسلامی است، نوشته: «این سریال ادعا دارد با انتخاب یک خانواده سنتی میخواهد سبک زندگی ایرانی و اسلامی را نمایش دهد اما در عمل مخاطب بجز حسادت، کینه و انتقام چیزی در داستان نمیبیند، یا مدام باید از دست حماقتها و کارهای خودسرانه سیمین حرص بخورد و یا از حبیب و دسیسههایش منزجر شود. در واقع خانواده شکیبا هیچ تناسبی با یک خانواده اصیل و تراز ایرانی ندارند و آرامش آنها در زمان حیات عطا و شکوه آرامشی ظاهری بوده است.» برف بیصدا میبارد که گرچه قصه گویی دارد اما اعصاب و روان مخاطب با دیدن هرشبه نقشههای شوم حبیب، حسادت های بچهگانه سیمین و دعواهای اعصاب خردکن سیمین و نسرین آزرده میشود؟ آن هم در شرایطی که باتوجه به تحولات اقتصادی و اجتماعی، مردم بیش از بیش به تزریق آرامش و سرگرمیهای شاد و مفرح احتیاج دارند خلاصه داستان
بازیگران سریال
درباره فصل نخست
آیا فصل دوم، اعصاب مخاطب را نشانه گرفته است؟
و اما نظر کاربران