شب گذشته در بازی اسم و فامیل برنامه خندوانه، اسم «وریا» حذف و به «وحید» تبدیل شد.
شب گذشته در بازی اسم و فامیل برنامه خندوانه، کامران تفتی در ستون اسم از «و»، اسم وریا را نوشت اما در تصویری که در زمان امتیاز دادن رامبد جوان نمایش داده شد، اسم «وریا» حذف و به «وحید» تبدیل شد. صداوسیما با این اقدام رسما حذف وریا را از تلویزیون کلید زده و موجی از انتقادات را برای خود به جان خریده. این اتفاق به قدری عجیب و باورنکردنیست که حتی در نگاه نخست هم عادی به نظر نمیرسد. کاپیتان پیشین تیم فوتبال استقلال به یک موجودیت ممنوعه بدل شده و ما هاج و واج به تمام این قصه مینگریم.
داستان از جایی شروع شد که وریا همواره در کنار مردم ایستاد. در تمامی برههها، در میان معضلات اجتماعی و اقتصادی او در یک نقطه قدم زده و همین است که در دل مردم جایگاهی ویژه و تاثیرگذار دارد. او البته بهایش را هم داده، همین که از استقلال کنار گذاشته میشود و از تیم ملی خط میخورد خود گویای همه چیز است. تخریب او به خصوص در جایگاه فعلیاش بیش از پیش به مهاجم ضربه میزند و شاید بتوان گفت تلویزیون در اوج بیتدبیری با این مورد خاص رفتار میکند. و اما درباره رامبد که سودای همه چیز را توامان در سر میپروراند و به نظر میرسد که محبوبیتش هم دچار افت محسوسی شده. خندوانه زمانی مردمی بود که رامبد در مسیر علایق مردم گام برمیداشت نه اکنون که خشم را در دلها بکارد. خندوانه در سیر هشت ساله خود فرازهای زیادی را تجربه کرد اما الان در فرودی بیسابقه به سر میبرد که آینده برنامه را نامعلوم جلوه میدهد. باید به رامبد این نکته را متذکر شد که کار کردن در رسانهای نظیر صداوسیما مانند راه رفتن بر روی طنابی نازک است. به قدری نازک که تمام موجودیت سازندگان برنامه با کوچکترین اشتباه زیر سوال میرود کما اینکه پیشتر هم شاهد این اشتباهات فاحش بودهایم. برنامه رامبد به مانند گذشته پایگاه مردمی قدرتمندی ندارد و این قسم رفتارهای نامتعارف هم بر تداوم این فرود سهمگین دامن میزند. باید دید که آینه عبرت تاریخ چگونه با برنامهای که به ظاهر قصد شادی مردم را دارد، برخورد میکند؟ رضا صائمی، منتقد سینما درباره سانسور بیسابقه صداوسیما در خندوانه نوشت: نام وریا را حذف و تبدیل به وحید میکند!.... سانسور به مثابه سرکوب، جلوی چشم مخاطب رخ می داد تا گواه دیگری باشد که بی خردان به نام و کام خنداندن، آگاهی را پشت سرگرمی ذبح می کنند!....تا قاب خنداونه به قلب وقیحانه واقعیت دست بزند و زوال شرافت را در ابتذال بلاهت و ناراستی به نمایش بگذارد!.. تا رامبد در کالبد سانسورچی از آسانسور قدرت بالا برود و به صید شهرت و ثروت بنشیند و حال خوب و عالی را با قیل و قال پاچه ورمالی فریاد بزند!.... بی آنکه بداند مرد نکونام آن نیست که نامی را حذف کند، آن است که نامش به نکویی برند. رسول اسدزاده، روزنامهنگار در یادداشت خود به طور جدی به رفتارهای حیرتانگیز صداوسیما در قبال مخاطب پرداخته و مینویسد: سانسور در صداوسیما در سالهای اخیر دچار دگردیسی شده است. امروزه سانسور در محتوای پخش شده از این رسانه، محدود به خوشحالی تماشاگرانِ فوتبال ( عمدتا زنان ) یا لباس بازیگران زن و دست بردن در دیالوگها و سناریوهای فیلمهای خارجی نیست. یک زمانی صدا و سیما تلاش میکرد مثلا رقصیدن و لباسِ خانم کوچولو که یک سگِ آبی بود را در انیمیشن پسر شجاع سانسور کند یا بدمستیِ پدرِ هاکل بریفین را انکار کند. یا تلاش میکرد در سریالِ در برابرِ باد ارتزاقِ جاناتان گریت از ساخت مشروب قاچاق را پنهان کند. در سریالهای پلیسیِ آلمانی مانند کارآگاه کاستر هم هیچ دختر و پسری مواد مخدر مصرف نمیکرد هیچ کس دوست دختر خودش را به قتل نمیرساند و در آلمان غربی سالهای هشتاد میلادی همه طیّب و طاهر زندگی میکردند و ناگهان یک قتل اتفاق میافتاد. در تلوزیون ایران، در هیچ گوشه از جهان دست هیچ نامحرمی به گناه آلوده نشده هیچ مردی زنی را به آغوش نکشیده و هیچ کس معشوق خودش را پس از سالها انتظار نبوسیده است. حتی در سریال جنگجویان کوهستان هو سانیانگ مانند یک قدّیس خواهر و ناموس همه لیانگ شان پو بود. در تلوزیون آب کشیده و مقدّسِ ما اوشین در بحران اقتصادی پس از بمباران اتمی ژاپن برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش هرگز دست از پا خطا نکرد. ما با اینگونه تلوزیونی بزرگ شدیم. اما در سالهای اخیر قیچی سانسور در این رسانه دیگر حساس به مو و لباس زنان و داستان و روابط آدمها با یکدیگر نیست. سانسورِ صدا و سیما فرزندان خودش را هم دوباره ختنه میکند. سریالهای ساخته شده در خودش را هم از تیغ میگذرانَد. محتوا و چهره آدمهایی که ممنوع التصویر شدهاند را هم چنگ میزند. حواسش هست کوچکترین موضوعی که از مدارِ این سازمان منحرف است را نشان ندهد. صدا سیما حتی پرمخاطبترین مجری و برنامه خودش را هم سانسور میکند فردوسیپور را کنار میگذارد. از سروش صحت عبور میکند و حالا در آخرین شاهکار به اسم وریا هم رحم نکرده است. صدا و سیما حقیقتا جای خوشی است برای مجریان و برنامهسازانی که چشمهایشان به هر چیزی بسته است بجز پول... وگرنه مگر میشود اینطور به شعور مخاطب تُف کرد؟ «فریناز» نوشت: وریا غفوری رو از استقلال بیرون کردین (واسه ما که عزیزتر شد)؛ حالا هم از بردن اسمش تو صداوسیما طفره میرین؟! به خدا آدم فقط خندهش میگیره! از اون خندهها... هیوا یوسفی، روزنامهنگار ورزشی، موشکافانه به قسمت جالبی از ویدئوی وایرال شده اشاره میکند: صدای رامبد واضحه که میگه: نگن قابل پخش نیست. و یه صدای دیگه که میگه: وریا؟ عوضش میکنیم. «سینا» معتقد است: خدا وریا غفوری رو بغل کرده. یه آدم چقدر میتونه خوشبخت باشه که خار شدن دشمنان پرادعای خودش رو به این سرعت ببینه. اتفاقات برنامه خندوانه گویای همه چیز بود. «شروین» تمام قد پشت سر وریا ایستاده: اسم وریا رو تو خندوانه سانسور کردن؟ لابد فردا هم میخواین به ثبت احوال بخشنامه کنین کسی حق نداره اسم بچهشو بذاره وریا. آقای وریا غفوری ۱ تار موی شما میارزه به خیلیا کاربری به نام «شیخ سینا» مینویسد: با این کارها وریا بیشتر تو دل مردم جا میگیره و «میرزا» میگوید وریا در دل مردم ایران است: وریا، چهرهای هست که هر روز مردم رو عاشق خودش میکنه، او فقط درد مردم رو متذکر شد و ملت به پاس قدر شناسی هرگز او رو فراموش نخواهند کرد.واکنش منتقدان و اهالی رسانه چه بود؟
کاربران هم خشمگین شدند!